ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

116

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

از ايشك آغاسى خود كه اينك آزادى بيشترى يافته بود نامه‌اى دريافت كرد . على اكبر نوشته بود كه : « من انتظار دارم كه به زودى با شش سپاهى گريخته به شركت بازگردم . » نيز در چندين آبادى مانند رودان روستائيان ترديد خود را از پيوستن به شاهزاده و بيعت با او نشان داده بودند و اين خبرها را پسر كلانتر شميل در طى نامه‌اى به آگاهى اتلام رسانده بود وى نوشته بود : « پدرم را در سندرك زندانى كرده‌اند چون با شاهزاده مخالفت نموده و در قلعه را بر روى او بسته بود . چندين مأمور مالياتى شاهزاده را مردم كتك زده به سندرك بازگردانده‌اند . اينان هر چه بخواهند مىتوانند به سر پدر من بياورند . آگاه باشيد كه پس از بازگردانده شدن سپاهيان گريخته مير جهانگير به شركت هلند حمله خواهد كرد . » چاپار فرستادهء اتلام به سندرك در يكم ژوئيه 1727 بى آنكه پاسخ‌نامهء او را آورده باشد بازگشت . در همين روز هلنديان خبر يافتند كه شاهزاده از انگليسيان خواسته كه خطوط تهيهء آذوقهء هلنديان را در دريا قطع كرده و يكى از مقامات مهم هلندى را به نام شاهزاده زندانى كنند . در 7 ژوئيه شايع شد كه شاهزاده با سران بلوچ سپاه خود كه ديگر از او اطاعت نمىكرده‌اند به جدال پرداخته است . در 14 ژوئيه خسرو بيگ از بندرعباس براى پيوستن به شاهزاده به قصد سندرك بيرون رفت و اتلام از او خواست كه بين او و شاهزاده پا در ميانى كرده اختلافشان را به آشتى مبدل سازد . در 16 ژوئيه على اكبر ايشك آغاسى اتلام به گونه‌اى نامنتظر به شركت هلند بازگشت و گفت : مرتضى قلىبيگ هرمزى در آزادى من كوشيد و اگر كلانتر ميناب براى من خوراك فراهم نمىكردى من از گرسنگى مرده بودمى . وى افزود : شاهزاده حتى قصد داشت كه طى نامه‌اى ، از اتلام فرستادن سپاهيان اروپائى بيشترى را درخواست كند .